دختر اذری
توضیحی ندارم

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 مرداد ماه سال 1389 توسط تامیلا | 43 نظر






نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 مرداد ماه سال 1389 توسط تامیلا | 15 نظر

http://www.senatorha.com/flashchat.php

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 مرداد ماه سال 1389 توسط تامیلا | 10 نظر

سلام دوستای گلم

ممنون که بهم سر میزنین

برای اپ امروز خیلی فکر کردم

ولی چیزی به ذهنم نرسید

یهو یه عکسی دیدم که خیلی بارم جالب بود

براتون تو ادامه ی مطلب میذارم عکسو قضاوت کنین



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 مرداد ماه سال 1389 توسط تامیلا | 11 نظر

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد کافی دیر شده نمی خواهم تاخیر من بیشتر شود !
یکی از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت:

اما من که می دانم او چه کسی است !

آخرین مطالب
لوگوی وبلاگ
دختر اذری
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
امکانات جانبی
تعداد بازدیدکنندگان : 8003

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

چت روم

کد چت روم

کد آهنگ

کد موسیقی